میوه های آرزو رسیدنیست
ای روزهای خوب که در راهید! ای جاده های گمشده در مه! ای لحظه های سخت ادامه! از پشت لحظه ها به در آیید!ای روزهای آفتابی.......
خوابم؟مثله یه خواب میمونه یه کابوس وحشتناک. همه ی این روزا شبیه یک کابوسه همه ی این هفته ها صدای نفس نفس زدنهای خودمو میشنوم....انگار خواب دیدم. خدایا خسته ام اینکه میگویم میروی؟ یعنی...میشود نروی........ یعنی... حالا که میروی زود برگرد.... الفی!سفرت بخیر و خوشی دوستت دارم الو.... الو............. خدایا اگه بیداری گوشی رو بردار.من دل تنگم.میخوام باهات حرف بزنم.میخوام صداتو بشنوم...........خدایا بیداری؟ شکستن شیشه گلوله نمیخواد. یه سنگ هم میزدی هزار تیکه میشد دماغمو میچسبونم به شیشه ی پنجرهُ هوا رو از بینی میدم بیرون. شیشه بخار میکنه,شکل یه قلب سفید. ذوق زده چند بار اینکارو میکنم. +هوا خیلی سرد شده. از دیدن مرد جوونی که پشت ویترین بوتیک به لباسها نگاه میکنه و تو چشمای پر از غرورش میخونم که داره حساب میکنه نمیتونم بخرمش,دلم به درد میاد.از دیدن پیرزن مو حنایی که اصرار داره کیسه میوه هاشو بخرم چون به پولش نیاز داره و من صدای التماسش رو قاطی بغضش میشنوم,بغض میکنم و از این همه تبعیض شاکی میشم. از این فقری که چنگ انداخته به زندگی آدما و ول کن نیست متنفرم.بعضی وقتا که میرم فست فود,توی فرصتی که غذا آماده شه فکر میکنم بعضی ها هیچوقت پیتزا نخوردن.بعد این بغض لعنتی رو با لقمه ها قورت میدم تا یادم بره چنین آدمایی وجود دارن.تلخه ولی انکارشون راحتتره..............
اینجا روبروی میزم یه پنجره قدیه. نشستم و بارونی رو که مدتهاست منتظرشم نگاه میکنم. خیلی وقت بود آسمون بغض کرده بود. خدا رو چه دیدی شاید غصه رد شد. چقدر فاصله بین خوشی و ناخوشی دیشب کم بود.چقدر این بغض نخراشیده بزرگ بود که هنوز آب نشده. کسی که بعد از سالها دوباره میاد سراغت دلبسته ست. من تفاوت وابستگی و دلبستگی رو خوب میدونم. که به هرچیز و هرکس احتمال داره وابسته شد ولی دلبستگی هرچیز و هرکس نمیشناسه.این گره های کوری که مارو به هم وصل کرده باز شدنی نیست. +لحظه تولد میدونستیم که داریم وارد چه دنیایی می شیم که یک بند گریه میکردیم؟
| Design By : Night Melody |

